حسين بن حسن خوارزمي

مقدمة 36

شرح فصوص الحكم

بيان شده : « پس شيخ از آن گاه كه به اظهار فصوص حكم پرداخته و زواهر جواهر اسرار را هويدا ساخته ، طايفه اى كثير از ارباب حكم متعاليه و اصحاب اقدار عاليه به شرح آن كتاب اشتغال نموده و به دست بيان فضلهء قناع از چهرهء آن نازنين بگشوده ، اما چون آن شروح عربى بود ، فرقه اى از اهل عرفان كه طبع لطيفشان مكدّر به تكرار لغت نفرموده‌اند و نقد گرانمايهء عمر به ضبط قواعد نحو صرف ننموده ، از مشاهدهء دقايق حسن آن نازنين محروم ، و از مطالعهء حقايق غوامض آن اسرار متين به سمت حرمان موسوم بودند ، ازين مخلص ، شرحى به زبان فارسى التماس مىنمودند و به امتناع و ابا ، بر إلحاح و اقتراح مىفزودند ، تا غايتى كه رفيق همدم و صديق محرم ، انيس صادق و جليس موافق . . . درويش بدرى . . . درين مسألت با ياران مساهمت نمود . چون از روى اخوت دينية ردّ كلام او متصوّر نبود ، به شرح اين كتاب اقدام نمودم « 28 » » . اين كه حسين خوارزمى ، گفته است تا زمان وى ، شرحى بر فصوص ابن عربى به فارسى تأليف نشده بود ، درست نيست زيرا همچنان كه مىدانيم سواى آن كه ، پاره اى از انديشه هاى ابن عربى به وسيلهء اصحابش در سدهء هفتم و آغاز سدهء هشتم - مانند صدر الدين قونوى ، سعد الدين حمّويه ، مؤيد الدين جندي « 29 » ، عراقى ، شمس الدين إبراهيم ابرقوهى - عنوان شده ، بابا ركنا شيرازى ( م 769 ) بين سالهاى 739 - 743 با بهره ورى از شروح جندي ، كاشانى و قيصرى ، نصوص الخصوص في ترجمة الفصوص را به فارسى نوشته بود نيز همو پس از نصوص الخصوص ، شرحى ديگر به نام « معلوم الخصوص من مفهوم الفصوص » « 30 » بر فصوص ابن عربى پرداخته بوده كه باحتمال زياد ، آن هم به زبان فارسى بوده است . پس از او مير سيّد على همدانى ( م 876 ) ترجمه اى شرح گونه بر قسمت عمدهء فصوص به فارسى نگاشته است . و زان پس خواجه محمّد پارسا ( م 822 ) كه شرحهاى پيشينيان را نپسنديده بود ، شرحى فارسى بر فصوص نوشت . نيز نزديك به عصر خوارزمى شاه نعمت الله ولى ، فص آدمى را و نيز اشعار فصوص را به فارسى شرح كرد . بنا بر اين تا سالهاى 835 - 838 كه شرح خوارزمى ساخته شده ، چندين شرح مفصّل و مختصر بر فصوص بيست و هفتگانهء فصوص الحكم و يا بر قسمتى از آن ، به فارسى نوشته شده بود ، كه خوارزمى از آنها بىاطلاع بوده ، و البته اين بىاطلاعى بديهى است زيرا با وجود پيوندها و روابط فرهنگى عصر ما ، تا كنون آگاهى تمام از كارهايى كه همزمان انجام مىشود ، بدست نمىدهد ، تا چه رسد به آن دوره ، خصوصا عصر خوارزمى كه برخوردهاى سلسله هاى تاريخى ، قسمتى عظيم از خراسان و . . . را در آتش قدرت طلبى آنان مىسوزانيد . اما

--> « 28 » - ايضا ، ص 10 . « 29 » - مراد شرح فصوص جندي نيست كه اين به عربى است ، بلكه مقصود تأليفات فارسى اوست مانند نفحة الروح و تحفة الفتوح . « 30 » - « و در تقرير اين فص « فص نوحى » اندكى خبطى در تحرير رفته و بر ضمير منير عارف خبير سبب آن پوشيده نباشد ، اگر در كتاب معلوم الخصوص من مفهوم الفصوص كه اين فقير حقير بعضى از آن به تحرير آورده و بعضى در مخيّله تصوير كرده ، اگر تمام گردد . . . بجويند منقّح و مضبوط يابند » . نصوص الخصوص 1 / 338 .